Monday, 25 April 2011
درگیری خونین در زندان ندامتگاه کرج؛ چند مجروح
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"در گیری خونین در زندان ندامتگاه کرج منجر به زخمی شدن ده ها نفر گردید.
روز شنبه 3 اردیبهشت ماه درگیری خونینی در زندان ندامتگاه کرج روی داد که منجر به زخمی شدن ده ها نفر گردید. در حدود 30 نفر از زخمی شدگان این درگیری به بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل شدند. حداقل یکی از آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.
در پی نقل و انتقالهای تعداد زیادی از زندانیان در طی هفته های گذشته از زندان گوهردشت کرج به زندان قزل حصار و زندان ندامتگاه و بلعکس. زندانیان منتقل شدند از زندان گوهردشت کرج به زندان ندامتگاه بدلیل نبود مکان استراحت و سایر شرایط طاقت فرسا اقدام به اعتراضات گسترده نمودند که ابتدا منجر به درگیری بین زندانیان در درون زندان ندامتگاه گردید و سپس این اعتراضات به سایر نقاط زندان گسترش یافت و بسرعت اعتراضات بر علیه مسئولین زندان تبدیل گردید.
مسئولین زندان بجای رسیدگی به خواستهای به حق زندانیان اقدام به وارد کردن گارد زندان همراه با پاسداربندها برای سرکوب زندانیان نمودند که در اثر این سرکوب خونین و مقاومت زندانیان ده ها نفر از زندانیان زخمی شدند .بعضی از گزارشات تایید نشده حاکی از شلیگ گلوله بسوی زندانیان می باشد که حداقل یک نفر از آنها در حال حاضر در بهداری زندان گوهردشت کرج بستری است.
در طی ماه های گذشته هر گونه اعتراض به شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی در زندانهای ولی فقیه با شلیگ گلوله (زندان قزل حصار) ،باتون و شوکر برقی ، انتقال به شکنجه گاه ها و بکار بردن شکنجه های قرون وسطایی پاسخ داده شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،درگیریهای خونین در زندان ندامتگاه کرج را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به سرکوب خونین زندانیان بی دفاع خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه به شوارای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
05 اردیبهشت 1390 برابر با 25 آوریل 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
نجات هر یک نفر ایرانی ، هدیه بزرگیست برای وطنم
فرار یکی دیگر از اعضای شورای رهبری مجاهدین از اشرف و افشای برخی از مناسبات داخلی... مجاهدین:
من مریم سنجابی هستم. تا قبل از جدایی از تشکیلات فرقه ای سازمان مجاهدین خلق عضو شورای رهبری این سازمان بوده و همچنین عضو شورای ملی مقاومت هستم که بدینوسیله جدایی خودم را از این شورا نیز اعلام میکنم.
من بنا به تشخیص خودم پس از تجربه تلخ 20ساله و درک و فهم ایدئولوژی فرقه ای خیانت کارانه این سازمان تصمیم به جدایی از آن گرفتم که البته کار آسانی نبود و طبق قوانین فرقه ای این سازمان هیچ کس حق جدا شدن از این سازمان را ندارد. به همین دلیل من مخفیانه خودم را به نیروهای عراقی رسانده و با کمک آنها از اشرف خارج شدم.
تجربه بیش از 20سال بودن در پادگان اشرف و اینکه از نزدیک شاهد بودم چگونه اعضای این سازمان بشکل خیلی پیچیده و بغرنج اسیر افکار خودپرستی و دیکتاتوری شخص مسعود رجوی شده و همواره به نابودی کشیده میشوند و هم چنین بدلیل احساس مسئولیت و وجدان بیدار انسانی میتوانم الان با درک و آگاهی کافی از وضعیت بغرنج این فرقه صحبت کنم.
فردی که بیش از 30سال رهبری این سازمان را بدست گرفته است، به جرئت میتوانم بگویم که نظر و ایده هیچکس غیر از خودش را قبول ندارد و بعد از گذشت 30سال همچنان روز به روز خودکامه تر شده و با فشار و پیچیدگی بیشتری اعضا را مجبور به اطاعت و فرمانبرداری از خودش میکند.
خیلی مختصر می خواهم توضیح بدهم. من از ساده ترین حقوق اولیه انسانی هر فرد میخواهم صحبت کنم که اعضای این سازمان از آن محروم هستند. رهبران سازمان با اینکه مستمرا دم از آزادی و حقوق بشر می زنند و ادعای دمکراسی میکنند اما من در این سازمان شاهد واقعیت های غیر قابل انکاری بودم که میخواهم بخشی از آن را به اطلاعتان برسانم:
نزدیک به 25سال است که اعضای پادگان اشرف از اولیه ترین حقوق انسانی که در تمامی کشورهای جهان و مجامع بین المللی برسمیت شناخته شده محروم هستند. علیرغم تبلیغات شدید سازمان مجاهدین خلق برای آزادی و آزادی خواهی و علیرغم اینکه آنها بشدت از حربه عدالت خواهی و حقوق بشر در مجامع بین المللی سو استفاده میکنند، در تشکیلات این سازمان همواره بصورت بسیار پیچیده و همینطور بصورت علنی کلیه اعضا این سازمان تحت استثمار شدید فکری و محرومیت از حقوق شان هستند.
هیچکدام از اعضای اشرف حق ارتباط آزادانه با خانواده های خودشان را ندارند و به آنها اجازه دیدار با اعضای خانواده داده نمیشود. تنها در یک فرصت کوتاه بین سال های 83 تا 85 که تعدادی از خانواده ها موفق به آمدن به اشرف شدند. اما آنهم برای بهره برداری برای سازمان بود زیرا علاوه بر اینکه با اینکار شروع به جذب یکسری جوانان ناآگاه و بعضا بسیاری از جوانان زیر 18 سال نمودند، سایر سوء استفاده ها از آمدن خانواده ها نیز می شد. از جمله گرفتن پول و قول همکاری و ایجاد شورش و جذب نیروی جدید برای سازمان بدون شناخت و تصمیم خود افراد. هم چنین دیدارهای خانوادگی همگی کنترل شده و تحت نظارت یک مسئول قرار داشت و بعد از رفتن خانواده هرکسی، فرد مورد نظر را قرنطینه کرده و از وی نیز میخواستند که گزارشی از وضعیت اش بدهد که آیا به خانواده اش وابسته شده یا خیر و علاقه ای به خانواده در وی بوجود نیامده باشد و در این رابطه افراد را تحت فشار های مختلف قرار می دادند از جمله تشکیل جلسات جمعی که بعدا اشاره خواهم کرد. حتی به اعضا اجازه داده نمیشد که شب ها نزد خانواده هایشان باقی بمانند و شب ها خانواده ها را از فرزندانشان جدا میکردند.
در قرن ارتباطات هیچکدام از اعضای اشرف حق استفاده از تلفن و موبایل ندارند و نه تنها از داشتن تلفن محروم هستند بلکه استفاده از آن نیز جرم محسوب میشود. هیچکدام از اعضای این سازمان حق استفاده از اینترنت ندارند. البته تعدادی نفرات در سازمان هستند که بصورت کنترل شده و به شکل جمعی از اینترنت برای اهداف و مطامع سازمان استفاده میکنند که توضیح خواهم داد. افراد بطور آزادانه نمیتوانند با خانواده هایشان در تماس باشند و با آنها ملاقات کنند. افرادی در اشرف وجود دارند که گاه تا 20 سال است که تماسی با خانواده خود نداشته و اطلاعی از سرنوشت همدیگر ندارند.
حتی امکان تماس تلفنی برای بیماران رو به موت نیز ایجاد نمیشود که حداقل قبل از مرگشان بتوانند با خانواده هایشان تماس بگیرند. فقط بعد از مرگ هر نفر در اشرف بصورت تلفنی به خانواده فرد اطلاع میدهند که فرزندت فوت کرد و اینطوری خانواده ها را دق مرگ میکنند.
افراد حق داشتن خانواده، زن، شوهر و فرزند ندارند و داشتن خانواده در این فرقه ممنوع میباشد و این مسیری است که در این سازمان انتخاب شده که بدلیل مبارزه بیشتر داشتن زندگی ممنوع است و بایستی تمام وقت به مبارزه پرداخت که در همین جا بایستی توضیح بدهم در طی 20 سال پس از اعلام انقلاب ایدئولوژیکی درونی در سازمان مجاهدین خلق و ممنوعیت داشتن خانواده، 90 درصد وقت مسولین این سازمان از جمله مریم و مسعود رجوی واعضا در طی این 20 سال صرف نشست هایی شده که در آن بحث میشد و بطور مستمر افراد را تحت فشار و شستشوی مغزی قرار میدادند که آنها را قانع کنند که این ایدئولوژی درست است و آن را تثبیت کنند ولی همچنان موفق نمیشوند و پس از اعلام این طرح فرقه ای در درون سازمان نیروهای آن رو به تحلیل رفته و هر روز محدود و محدودتر شده و در عمل روز به روز محدودیت های بیشتر فکری و فیزیکی و دیکتاتوری بر اعضا روا میدارند. لازم است همینجا به نکته دردناک دیگری اشاره کنم که در تحلیل های درونی و در لایه مسئولین نیز همواره تاکید میشد که مردان اساسا بطور واقعی این موضوع را قبول نکرده و یکی از مشکلات عمده درون تشکیلاتی این فرقه همواره این بحث است که در آن گیر کرده و راه پس و پیش ندارد.
اگر به آمار و ارقام نیز نگاه کنید، از 80 میلیون ایرانی تنها 3400 نفر به این سازمان پیوسته و با آگاهی که من دارم تقریبا یک سوم این اعضا نیز بطور ناخواسته و در مسیری اشتباه به این سازمان پیوسته اند که شرح جداگانه ای دارد.
پس از گذشت 30 سال، همچنان یک فرد این سازمان را بدون شور و مشورت با هیچکدام از اعضا و بدون هیچ تغییر و رفرمی رهبری میکند وهمواره بر این ادعا است که در تمام جهان تنها تشخیص اوست که درست است و هیچ گونه اشتباهی نمیکند.
اعضای این سازمان حق دسترسی به هیچ گونه منبع خبری آزاد از رسانه های ایران و دنیا گرفته تا کانال های خبری و رادیویی و روزنامه و تلویزیون ندارند و اصولا به جز کانال ماهواره ای مختص این سازمان سایر منابع خبری برای تمامی اعضای سازمان ممنوع و جرم است و حتی در صورت گوش دادن یک کانال رادیویی افراد خاطی شناخته شده و مورد مواخذه قرار میگیرند. داشتن رادیو، ضبط صوت و گوش دادن به موزیک های غیر از سرودهای سازمان جرم است و با نفرات برخورد شده و تحت بازداشت موقت قرار میگرفتند.
عوامفریبی در این سازمان به حدی بود که بعضی زمان ها که هیئت هایی از سازمان های بین المللی برای دیدار به اشرف می آمدند در آن روز بطور استثنایی در سالن های تجمع نفرات کانال های تلویزیونی سی ان ان و الجزیره رابطور موقت پخش میکردند تا نشان بدهند که افراد به این کانال ها دسترسی دارند که بلافاصله پس ار رفتن هیئت ها نیز همان کانال های خبری را قطع میکردند.
افراد این سازمان حتی اجازه دسترسی به تلفن داخلی در اشرف و ارتباط با همدیگر را نیز ندارند و همه نفرات در درون کمپ هایشان بصورت کنترل شده نگهداری میشوند و بدون اجازه فرمانده مقر حتی اجازه رفتن به درمانگاه را نیز ندارند و برای خروج از هر قسمت در اشرف نفرات تنها با برگه های امضا شده مسئول مقر می توانند تردد کنند. این وضعیت در مورد زنان اشرف بسیار اسفناک تر و دردناک تر است چرا که در اشرف همواره در هر کجا و در هر ترددی برای زنان این قانون حکمفرماست که می بایست دو نفره و با هم تردد کنند و اجازه تردد و هیچگونه کار تک نفره داده نمیشود. بیش از 70 الی 80 درصد اعضای این سازمان حتی از حق استفاده ماشین محروم هستند و مسائل ترددشان را بایستی با تأیید فرمانده و ماشین های عمومی حل و فصل کنند.
در امکانات صنفی و غذایی و حتی دارویی و حتی امکانات کاری تبعیض وحشتناک بین زنان و مردان در اشرف میباشد. مخصوصا زنان فرمانده آنهم در سازمانی که مستمرا دم از آزادی و عدالت خواهی و جامعه بی طبقه توحیدی میزنند. زنان فرمانده که در شورای رهبری هستند از بهترین امکانات رفاهی برخوردار بوده در حالیکه مردان را از اولیه ترین امکانات زندگی محروم میکنند.
حق آزادی فکر و اندیشه، حق انتخاب دوست، داشتن ارتباط با همکاران و صحبت کردن، دیدن دوستان و حتی دیدار خواهر و برادر و فامیل، حق انتخاب شرکت و یا عدم شرکت در یک مراسم و یا استفاده از اوقات فراغت، همه این موارد در اشرف جرم است. این ها از اولیه ترین حقوق انسانها در دنیاست که البته بطرز وحشتناکی در این سازمان ممنوع بوده و بصورت قرون وسطایی و خیلی پیچیده ای افرادی که این قوانین را نقض کنند را زیر علامت سوال میبرند و این موضوعات را در این فرقه تبدیل به یک گناه و جرم کرده اند.
تشکیل جلسات 100 نفره و بعضا تا 1000 نفره در این سازمان به یک روال و قانون تبدیل شده که در این جلسات نفرات را وادار میکنند خصوصی ترین نکاتی که حتی از ذهن شان عبور کرده را در جمع مطرح نموده و سپس آن جمع را برعلیه آن فرد بشورانند و مورد توهین و تحقیر و آزار قرار دهند و در موادی حتی شکنجه های روحی و جسمی بر روی افراد اعمال میشود. موارد بسیار زیادی وجود دارد که جلسات طولانی گاه تا 10الی 15 ساعت و یا حتی روزهای متمادی برای یک فرد برگزار میشد که شخصیت فرد را خرد کرده و او را وادار به حرف زدن و اعتراف در جمع برای کوچکترین مسائل کرده تا فرد نکات شخصی خودش را مطرح نموده و سپس وی را مورد مواخذه قرار بدهند. اینکار به امری مرسوم در سازمان تبدیل شده و نشست های کوچکتری در این راستا نیز بصورت روزانه برگزار میشود.
در تشکیلات و ایدئولوژی فرقه ای این سازمان بطور رسمی اعلام شده که هیچ فردی از خودش هیچ هویتی ندارد و همه نفرات جان و مال و زن و شوهر و فرزند و خانواده و همه چیزشان متعلق به رهبری این سازمان است. منجمله بطور خاص جان و نفس خود را بایستی تقدیم رهبران کنند. جان افراد در حیطه اختیارات مسعود رجوی و نفس یعنی روح و افکار افراد نیز متعلق به مریم رجوی شده است و این زیربنای ایدئولوژی این سازمان است. یعنی افراد نمی بایست خودشان هیچ گونه تصمیم گیری و یا فکر و اندیشه و حتی اختیاری بر امورات خصوصی خود داشته باشند.
وضعیت آنقدر دردناک است که باز هم میخواهم اشاره ای کوتاه به تحلیل های درونی که در جریان آن بودم بکنم که گفته میشد کادرها بایستی آنقدر کارداشته و مشغول باشند که هیچگاه فرصت فکر کردن نداشته باشند و شبها از فشار خستگی حتی لحظه ای نتوانند فکر کنند و به خواب بروند به همین دلیل ساعات کاری دراشرف نیز از 5/5 صبح الی 11شب برنامه ریزی شده بود که فشار جسمی و روحی فراوانی روی افراد بود مخصوصا در سال های اخیر که سن حدود دو سوم اعضا از مرز 40 الی 50 سال گذشته است.
نکات بسیار زیاد غیر قابل انکاری در تشکیلات فرقه ای رجوی وجود دارد که هیچگاه قادر به پاسخ قانع کننده ای به آن نخواهند بود و این مطالب تنها بخشی از روابط فرقه ای و پیچیده این سازمان را بیان میکرد.
من از زمانی که عضو شورای رهبری این سازمان شدم به من ابلاغ شد که دیگر هرگز نمیتوانم این سازمان را ترک کنم و اگر زمانی خواستم از این سازمان جدا شوم حکم من مرگ است و بایستی با قرص سیانور خودکشی کنم. شما لطفا به من بگویید آیا در این جهان حتی یک وزیر و یا یک مقام امنیتی و یا حتی یک رئیس جمهور هنگامی که نخواهد به کارش ادامه بدهد آیا اجازه استعفا دارد یا نه؟ اگر دارد لطفا به من بگویید پس این چه سازمان آزادیخواهی است که اینگونه حکم میدهد. این قانون سازمان است که علیه مخالفین خود حکم مرگ بدهد. حکم فرار و هرگونه جدایی از سازمان و حتی خانواده هایی که برای دیدار فرزندانشان به پشت درب های اشرف بیایند مرگ است و این موضوع بارها توسط رجوی مورد تاکید قرار گرفته شده است. بنا بر این اگر از این پس حادثه یا اتفاقی برای من و دوستانم بیافتد سازمان مسؤل آن است.
همین الان در اشرف تعدادی از اعضای شورای رهبری جدا شده اند که اجازه ترک اشرف به آنها داده نمیشود و در آنجا زندانی شده اند. تعداد بسیار زیاد دیگری نیز هستند که مخالف عقیده و افکار سازمان هستند ولی از ترس شان امکان مخالفت علنی ندارند و من شخصا ازتعداد زیادی اطلاع دارم که بدلیل نگرانی از جان و موقعیت شان جرئت مخالفت علنی با ایده ها و افکار سازمان را ندارند.
هم چنین می خواهم اضافه کنم این موضوع فقط خاص زنان و کادر شورای رهبری نیست. در اشرف هیچ کس حق انتخاب آزادانه و اعلام عقایدش را ندارد و نمی تواند به راحتی از اشرف خارج بشود. اینکه افراد میتوانند خودشان انتخاب نموده که در اشرف بمانند و یا بروند دروغی بیش نیست و این واقعیتی غیرقابل انکار است که هر کس موفق به فرار و خروج از اشرف میشود میتواند بر آن شهادت بدهد. متاسفانه مسعود رجوی فکر میکند که با خون انسان ها و جان آن ها میتواند افکار توهم آمیزش را به پیش ببرد و در قرن 21 مثل سایر رهبران خودکامه در جهان خطش را دنبال کند.
آنچه که امروز مرا وادار کرد که بیایم و با شما صحبت کنم و مواضع و نقطه نظراتم را در رابطه با این سازمان فرقه ای بیان کنم احساس عمیق درد و رنجم نسبت به قربانیان اخیر و همینطور اعضای محصور شده و دربند در اشرف است چه به لحاظ فیزیکی و چه ایدئولوژیک که تحت کنترل و اجبارات رهبری این سازمان هستند.
زندگی انسان ها بیش از هر چیز دیگری در این دنیا ارزش دارد و کسی حق ندارد برای زندگی کس دیگری تصمیم بگیرد چه برسد به اینکه آنها را مجبور به کشته شدن و از دست دادن جانشان بکند. در این فرقه بصراحت و در جلسات عمومی این سازمان اعلام میکردند که تنها کسی که در سازمان با ارزش است فقط رهبری این سازمان است و بقیه بایستی همه جانشان را برای وی فدا کنند.
سازمان مجاهدین خلق در راستای سیاست های فرقه ای خود همواره دخالتی آشکار در امور عراق داشته از جمله اینکه ستادهای خاصی به منظور پیش بردن اهدافش بطور ثابت و با کادرهای مسئول سالهاست دایر کرده است. ستاد هایی به نام روابط عراق و ستاد اجتماعی که اختصاص به اینکار دارند و مستمرا دخالت در امور عراق در دستور کار آنهاست. از جمله ایجاد حمایت از سازمان، ایجاد شورش و انقلاب در کشور عراق با حمایت های مادی و تبلیغاتی کلان و همینطور حمایت های رسمی از کانال ماهواره ای با صرف میلیون ها دلار هزینه که این موضوع نیز بحث مفصلی است که دوستان به آن خواهند پرداخت.
من از همه مجامع بین المللی درخواست کمک و یاری برای آزاد کردن سایر اعضای باقیمانده دربند و زندان این سازمان دارم. شما بعنوان سازمان های بین المللی و مجامع حقوق بشری باید و این حق را دارید که با یکایک اعضای اشرف بطور آزادانه و خصوصی دیدار داشته باشید و آنها را نسبت به حقوق شان آگاه کنید.
شما بعنوان سازمان های بین المللی بایستی راه ارتباط آزادانه افراد این سازمان را با دنیای بیرون مهیا کنید و این حق و وظیفه شماست که بایستی از این سازمان مطالبه کنید که درهای جهان آزاد را به روی اعضایش بگشاید. باآنها مصاحبه آزادانه و خصوصی انجام دهید و آنها را به کشورهای خود پناه دهید.
شما بعنوان سازمان های بین المللی که حامی اولیه ترین و شناخته شده ترین حقوق شهروندی افراد در جهان هستید چرا اجازه میدهید یک سازمان فرقه ای برای بیش از 30 سال اعضای خود را بشکل پیچیده ای در حصار های عقیدتی و فیزیکی خودش نگه دارد. و تاکنون اجازه دیدار آزادانه و خصوص شما با این افراد داده نشده که با آنها در تماس باشید و بطور نمونه حتی بتوانید یک ایمیل و یا موبایل به کسی بدهید که با وی در تماس باشید.
--
Friday, 22 April 2011
خانوم فائزه هاشمی آیا پدر شما هم از همین اراذل اوباش هست یا نه
خوب خانم فائزه بله کاملا درست هست ۳۲ سال هست که حکومت دست این اراذل و اوباش هست ولی پدر شما هم یکی از این اوباش جنایت کار هست جرم پدر شما هم از خامنهای جلاد کم نیست دزدی پدر شما کم نبوده لطفا جواب سوال را بدهید
صحبت های فائزه هاشمی
![]() |
۲ تا اوباش
![]() |
خانم فائزه پدر شما ۳۲ سال هست که اراذل و اوباش هست |
![]() |
بله خانم فائزه هر ۳ اینها اراذل و اوباش هستند |
![]() |
رفسنجانی در کمپ تررستی فلیسطین |
![]() |
خانوم هاشمی آیا پدر شما هم از همین اراذل اوباش هست یا نه |
Wednesday, 20 April 2011
حذف بودجه ساندیس خوران خارج از کشور
| مصیبت وارده را به همه ساندیس خوران رژیم در خارج از کشور تسلیت می گوییم. بودجه بیست میلیارد تومانی ساندیس خوران خارج از کشور در لایحه بودجه سال 1390، حذف خواهد شد. این بودجه که برای خود فروختگان ایرانی خارج از کشور در نظر گرفته شده بود در لایحه بودجه سال جاری با چراغ قرمز مجلس روبرو شد . شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، بهتر است خوانده شود( هیئت عالی ساندیس خوران خارج از کشور) از سال 1383 به عنوان یکی از زیر مجموعه های وزارت امور خارجه ، تشکیل شد. این سازمان پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، به ابتکار اسفندیار رحیم مشایی به نهاد ریاست جمهوری، انتقال یافت. هزینه های گزاف برگزاری مراسم و رفت و آمد و اقامت در هتل های چند ستاره، برای دست نشاندگان و لابی های رژیم در خارج کشور، سرو صدای بسیاری بر پا کرد. در کشوری که اکثریت مردم آن گرفتار قوت روزانه خود می باشند، حکم نمک بر زخم پاشیدن به شمار می رود. الیاس نادران یکی از نمایندگان مجلس آخوندی افشا کرد، که رقم واقعی این بودجه پنجاه میلیارد تومان می باشد! به نظر می رسد که مشایی با از دست دادن این بودجه هنگفت، پشتیبانان ساندیس خور دولت، را در خارج را از کشور از دست خواهد داد. از قدیم هم گفته اند: دلار بده به ساندیس خور، تا سر بنهد مصیبت وارده را به همه ساندیس خوران رژیم در خارج از کشور تسلیت می گوییم. | |
| گزارش ارسالی از سایت فرهنگ ایران | |
| http://parsdailynews.com/82146.htm |
مصاحبه ناصر حجازی باید در تاریخ ایران ثبت شود درود بر تو ناصر جان
ناصر حجازی : مگر بی غیرتم که نسبت به مشکلات مردم کشورم بی تفاوت باشم
بدون هیچ مقدمه و توضیحی مصاحبه ناصر حجازی با پرتال شخصی اش را می خوانید :
- شکست استقلال مقابل پاختاکور را چطور ارزیابی می کنید ؟
استقلال می توانست بازنده نباشد ، پاختاکور قدرت چندانی نداشت،نمی خواهم ایراد بگیرم اما گل برهانی یکی از بهترین گلهای تاریخ زندگی اش بود ، برهانی بسیار با هوش و حرفه ای عمل کرد و روحیه بالایی گرفت .دیدگاه فنی من اینست که عدم تعویض برهانی با آن شرایط روحی و سرعت بالا و همینطور فرهاد مجیدی که کماکان معتقدم نباید تعویض شود مگر دچار مصدومیت گردد ، می توانست کمک بیشتری به استقلال کند.با این حال 2 بازی دیگر باقی مانده است و استقلال کماکان شانس صعود دارد.بایستی به کادر فنی و بازیکنان دلگرمی و امیدواری داد تا در 2 بازی آتی با همت و یکدلی صعود از این مرحله را جشن بگیرند و به آنچه استحقاقش را دارند ، دست یابند.در ضمن بایستی به محمدی این تذکر را بدهم که توپهایی که از فاصله دور به سمت دروازه ارسال می شود ،گلر بایستی از دروازه خارج شود و توپ را دفع کند .دلیلی ندارد در مواقع ارسال چنین توپهایی روی خط دروازه ایستاد.البته نا گفته نماند محمدی چندین موقعیت خطرناک را از حریف گرفت.
- امروز بذر پاشی چمن طبیعی کمپ اختصاصی استقلال با دستان شما انجام گرفت ، روند ساخت کمپ را چطور دیدید؟
فتح اله زاده کار خود را بلد است و استقلال را علیرغم شرایط سختی که ابتدای فصل داشت، بخوبی جمع و جور کرد.روند ساخت کمپ نیز بخوبی پیش میرود .با ساخت کمپ هزینه های استقلال نیز کاهش پیدا می کند و حتی باشگاه می تواند با برنامه هایی که فتح اله زاده دارد، درآمدزایی خوبی داشته باشد و از سازمان کمتر کمک گیرد. امروزه از تیمسار خسروانی بدلیل ساخت مجموعه های ورزشی بسیار برای استقلال و مردم به نیکی یاد می شود.فتح اله زاده نیز با پیگیری و اقدام در جهت نهایی شدن ساخت کمپ می تواند بیشتر از گذشته در یاد و قلب هواداران استقلال باقی بماند ، هر چند امیدوارم اجازه دهند تا او بخوبی کارهایش راپیش ببرد.معمولا عادت کرده اند کسانی که قصد خدمت به مردم را دارند ، بر کنار کنند و من شخصا امیدوارم این اتفاق برای فتح اله زاده نیفتد.در ضمن از سعیدلو می خواهم اجازه دهد تا فتح اله زاده به تنهایی استقلال را مدیریت کند .همانطور که تا به امروز موفق بوده است.استقلال نیازی به هیات مدیره ندارد.در ایران رسم بر این است که یک عده بیکار که دوست و رفیق مقامات هستند ، بعنوان اعضای هیات مدیره انتخاب می شوند وگرنه در تیمهای مطرح دنیا اعضای هیات مدیره بر اساس تخصص و تواناییهایشان انتخاب می گردند و از هیچ کوششی برای موفقیت تیم دریغ نمی کنند.اگر بر اساس قوانین کنفدراسیون آسیا در انتخاب اعضای هیات مدیره اجباری است ، اجازه دهید فتح اله زاده این انتخاب را انجام دهد تا در کارش دخالت نشود و در غیر این صورت ، عده ای را بصورت صوری انتخاب نمایید ، رستورانی خوب را هر از گاهی برایشان انتخاب کرده تا آنجا چلوکبابشان را صرف کنند و بروند دنبال زندگی اشان و در کار مدیرعامل و زیر مجموعه وی دخالت نکنند.
- علی کریمی در متنی احساسات خود را همانطور که حتما می دانید نسبت به شما بیان کرده است ، در این ارتباط صحبت خاصی دارید.
علی کریمی بازیکنی مردمی است که همسو بودنش با مردم را اثبات کرده است .فقط می توانم از این بازیکن که در دل مردم جای دارد و از راه دور احساسات خود را صادقانه نسبت به من ابراز داشته است ، قدردانی کنم و برای وی در تمامی مراحل زندگی آرزوی موفقیت نمایم.
- در حالی که انتظار می رود دولت از چهره هایی مثل شما قدردانی نماید ، طی چند روز اخیر خانواده شما و همین طور یک شرکت خصوصی که پرتال شخصی برایتان طراحی و اجرا نموده در مراسم هایی از شما تجلیل و قدردانی نمودند و هنرمندان، اهالی فوتبال و مطبوعات با شور و شوق خاصی در این مراسم شرکت کردند ، از پوری بنایی گرفته تا مدیران استقلال و پرسپولیس علیرغم مشغله های کاری بسیار.دلیل محبوبیت و توجه توده مردم به ناصر حجازی را در چه می دانید؟
مردم نسبت به من لطف دارند ، ناصر حجازی همواره سعی کرده تا از مردم جدا نباشد ، همیشه با مردم بوده ام و هر چه دارم از خدا و سپس لطف و محبت مردم است.من و امثال من مدیون مردم هستیم.آنها مرا حجازی کردند.اینها شعار نیست یا از روی تظاهر نمی گویم.خوشبختانه همه مرا به صراحت لهجه میشناسند. این که از مردم می گویم حرف دلم است.از اینکه می بینم بعضیها با زدن چند گل یا مورد توجه قرار گرفتن توسط مردم ، از همه طلبکار هستند ، ناراحت می شوم.متاسفانه اینها وقتی توسط همین مردم بزرگ می شوند ادا در می آورند و فراموش می کنند که از کجا و چطور به چنین جایگاههایی رسیده اند .نمی دانند که فقط مشهور هستند و با این خصوصیات ا خلاقی محبوبیتی بین مردم ندارند.تختی به دلیل مدالها و قهرمانیهایش تختی نشد که اگر این طور بود،موحد یا حبیبی مدالهای بیشتری داشتند.تختی بدلیل مردمی بودنش تختی شد. از قدیم گفته اند که درخت هر چه پربارتر، افتاده تر.وقتی بیشتر مورد توجه قرار گرفتیم ،باید سر به زیر تر شده و ادبیات و رفتارمان را بهتر کنیم.
- بعد از مبتلا شدن ناصر حجازی به بیماری، روند مناسبی در راستای بهبودی شما می دیدیم اما بیکباره در طی 2-3 ماه اخیر افت و ضعف بدنی واضح و مشخصی را در شما شاهد هستیم ، توضیح می دهید؟
به من می گویند عصبانی نشوم ، مگر بی غیرتم وقتی درد و مشکلات مردم را به چشم می بینم ، با بی تفاوتی از کنار آن بگذرم.آمده اند و یارانه ها را به مردم غالب کرده اند.زندگی مردم بهتر نشده که بدتر هم شده است .خدمت به مردم یعنی فراهم کردن رفاه و آسایش آنها اما متاسفانه شاهد نداری و سختی زندگی مردم هستیم.دولت می گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک میکنیم ، مگر مردم گدا هستند ؟ مردم ایران روی گنج خوابیده اند ، نفت، گاز و... دولت حق ندارد به مردم کمک کند،دولت باید کار کند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید.چهل هزار تومان در ماه به مردم می دهند و بعد چند برابر آن را از جیب مردم برداشت می کنند و سپس ادعای خدمت به مردم دارند.از دید مسوولین خدمت دولت به مردم یعنی کار کردن مردم برای دولت واینکه مردم کار کنند و پولشان را تقدیم دولت نمایند! .برای من گاز می آمد چهل هزار تومان و حالا می آید یک میلیون تومان .گاز به کشور همسایه با مبلغی بمراتب کمتر از آنچه از جیب مردم برداشت می کنند ، صادر می شود.با دیدن این شرایط نباید عصبانی شوم ؟ نباید حرص بخورم و شرایط جسمانی ام مثل امروز شود.من این حرفها را برای خودم نمی زنم.به هر حال از آنجایی که چهره شناخته شده ای هستم و مردم به من لطف دارند ، زندگی ام می گذرد حتی با اینکه بیماری ام بسیار پر هزینه است با لطف مسوولین بیمارستان کسری، مالک گسترش فولاد تبریز و اندوخته پس اندازم روزگار سپری می شود اما اگر مردم عادی شرایط امروز من را داشتند و با یک بیماری پر هزینه روبرو شوند ، چه باید بکنند؟بروند بمیرند؟من ناصر حجازی هستم ، سرد و گرم روزگار را چشیده ام . عمری از من گذشته است. هیچ ابایی هم ندارم که اگر من را ببرید وبا شلیک 2 تیر به زندگی ام خاتمه دهید. حرفهایم از سر دلسوزیست.کمی مراعات مردم را کنید..مردم را دوست داشته باشید تا آنها هم شما را دوست داشته باشند.مردم معنای خدمت را می دانند و اگر آن را احساس نمایند پا به پای دولت می ایستند و اگر نمی توانید رفاه مردم را فراهم سازید ، بروید .من 4 سال قبل و در اواسط فصل وقتی دیدم اعضای هیات مدیره با دخالتهایشان اجازه نمی دهند تا در تیم مردمی استقلال علیرغم توانایی ام کار کنم و ماندنم فایده ای ندارد بخاطر مردم در حالی که مرا می خواستند ، رفتم تا شاید دیگران بتوانند موفق باشند.مردم ایران قدرشناس هستند.قدر این قدرشناسی را بدانید.
- اما دولت در ارتباط با بحث یارانه ها حتما از نظر کارشناسان بسیاری استفاده کرده است .
اتفافا برای من هم جای سوال است که مگر اینها کارشناس ندارند؟از کجا این یارانه ها را آورده اند.اگر کشور های دیگر چنین کاری انجام دادند ، ابتدا شرایط و بستر کار را فراهم کردند و بعد اجرا نمودند. آیا در ایران این بستر فراهم بود؟ اینکه بگوییم مصرف نکنید ، فلان چیز را نخرید ، هزینه نکنید تا برایتان پس انداز شود ، هنر است؟
آخر یک کارگر که ماهی سیصد-چهارصد هزار تومان حقوق می گیرد و کرایه خانه، خرج زندگی و...دارد و حال باید سه برابر مبلغی که دولت می دهد ، به آنها برگرداند، چطور زندگی کند؟
نتیجه اش می شود فقر و فقر یعنی فساد ، فحشا ، طلاق و...از کدام کارشناس صحبت می کنید؟ کارشناسی فقط بازی با آمار و ارقام و زندگی در برج نیست.کارشناسی یعنی زندگی با مردم و لمس کردن درد و مشکلات آنها از نزدیک.
کارشناسی یعنی بدنبال پیدا کردن راهی جهت مقابله با ورود کالاهای چینی و رونق بخشیدن به تولیدات داخلی.امروز شاهد هستیم که کارخانه های ما یا ورشکسته هستند یا صاحبان آنها جهت جلوگیری از ورشکستگی، کارخانه هایشان را تعطیل می کنند و نتیجه آن بیکاری و دربدری کارگر ها است و این مشکلات در پایان باعث از هم پاشیده شدن کانون خانواده ها و ایجاد مشکالات اجتماعی و اخلاقی می شود.
ما کارشناسان واقعی و افراد تحصیلکرده و با دانش کم نداریم.حتی در مسافرتهای خارج از ایران وقتی با این افراد روبرو می شوم ، می گویند حاضریم با رقمی نصف آنچه در خارج از ایران به ما می دهند در خاک خودمان کار کنیم ، به عشق ایران اما امکانات و شرایط برای ما فراهم نیست.
می خواهم از دولت بپرسم که اجرای طرح یارانه ها اهمیت دارد یا یافتن راهی جهت جلوگیری از فرار مغز ها.هر چند مغزها بایستی فرار کنند که اگر باشند بسیاری از افرادی که به نا حق و بر اساس زدوبند در راس کارند ، خانه نشین خواهند شد. .همانطور که سطح علمی دانشگاهها را پایین آوردند تا افرادی که سلیقه ای وارد دانشگاه شده بودند، بتوانند فارغ التحصیل شوند.
اینکه وضعیت جسمانی ام شرایط امروزی را دارد ، بدلیل شرایطی است که می بینم و نمی توانم در قبال این مسایل و مشکلات مردم بی تفاوت باشم.به قول گاندی که می گوید : درد من تنهایی نیست ، بلکه مرگ ملتی است که برایشان گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حکمت می نامند.
- از این بحث خارج شویم و بعنوان آخرین سوال اینکه از امیر رفیعی بعنوان مدیر برنامه های شما در برخی محافل یاد می شود ، اینطور است؟
من هیچگاه مدیر برنامه نداشته و نخواهم داشت.خودم قدرت و توانایی فکری جهت انجام کارهایم را داشته و دارم.امیر رفیعی مثل پسرم است و فردی با شخصیت و تحصلیکرده که در بسیاری از موارد با هم مشورت می کنیم.به رفیعی اعتماد دارم و او نیز به دلیل علاقه و رفاقت با من ، مدیریت پرتال شخصی ام را بر عهده گرفته است.در ضمن ایشان مشاور فتح اله زاده و دستیار من در کمیته فنی باشگاه استقلال است.
- و حرف پایانی.
یا رب روا مدار که گدا معتبر شود
گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود
قابل توجه كسانی كه بعد از مصاحبه ناصر خان با صدای امریكا می گفتن كه حجازی حرفی نزد و مراعات كرد و ... بعد ها هم كه خودش گفت اگر انتقادی داشته باشم تو مملكت خودم مطرح می كنم نه رسانه خارجی , این رو هم توجیه می دونستن .
تهدید باند احمدی نژاد به افشاگری کودتای نظامیان در کشور
"حالا که ما از فتنه سبز خطرناک تر شده ايم، خود را به ورطه نابودی گروه های معاند قبلی نيندازيد. کاری نکنيد دکتر مهر را ازدهان بردارد که اگر چنين شود با مردم خشمگينی طرف خواهيد بود که فتنه شما را در نيمی از روز جمع خواهند کرد. اگر مردم عمق فساد و جنايات برخی ها را بدانند مطمئن باشيد کاخ های شما را يکی بعد از ديگری فرو خواهند ريخت."
تهدید سایت " حامی دولت " به افشاگری کودتای نظامیان در کشور
خبرنگاران سبز:وب سايت " دولت يار" از رسانه های حامی دولت محمد احمدی نژاد با افزايش فشار افراطيون حامی رهبری به تيم احمدی نژاد و مشايی هشدار داد چنانچه حملات حاميان رهبری به دولت ادامه يابد و آنها بخواهند دولت را سرنگون کنند، بايد منتظر «زد و خوردهای خونين و بیقاعدهای» در کشور باشند. لحن تهدید آمیز این سایت را می توان شفاف ترين هشدار حاميان دولت کودتايی پس از اوج گيری اختلافات بين اصولگرايان و حاميان رهبری دانست.
اين سايت فشار سايت های اقتدارگرا به دولت را با عنوان " ترور شخصيت " در عرصه افکار عمومی تعبير کرده است چراکه ترور افکار و عقايد همان نتيجه را محقق ميکند بدون اينکه آثار سوء عينی و آنی داشته باشد.
به نوشته اين سايت مخالفين دولت همانند جامعه مداحان به دليل باج ندادن احمدی نژاد برای برکناری رحيم مشايی از بدنه دولت، به اين باور رسيده اند که اگر احمدی نژاد به هر شکل ادامه پيدا کند بايد از هم اکنون چمدان ها را بسته و به فکر رفتن باشند لذا در چند جبهه با دولت وارد درگيری شده اند به طور مثال صدا و سيما تصاوير استقبال باشکوه مردمی از دکتر احمدی نژاد را در دو سفر اخير سانسور می کند. دولت به اتهامات مالی و همکاری با مفسدان اقتصادی متهم ميشود و در نهايت با دامن زدن به احساسات پاک بچه های حزب اللهی آنها را در مقابل دولت قرار می دهند.
اين وب سايت در ادامه از تلاش حاميان رهبری برای سقوط دولت احمدی نژاد خبر داده است اين سايت گفته اش را با اين تفکر ادامه داده است که: طبق برخی شواهد و قرائن تحليل های گروه های خاص نشان داده که دولت در سال جاری با مشکلات عديده اقتصادی مواجه شده و قطعا اعتراضات مردمی کشور را فرا خواهد گرفت بر همين مبنا موج نوشتن توبه نامه از بی مقدارهای عرصه وبلاگ نويسی تا موسسات و گروه های به اصطلاح پشتيبان دولت شروع شده و از همين الان حساب کار خود را از دولت جدا می کنند و بدتر از همه اينکه به نظر می رسد گروه های فوق الذکر تصميم گرفته اند پتانسيل اعتراضی احتمالی را به بهانه مقابله با ماسونيزم و حجتيه ای ها بسيج کرده و با اين حربه دولت را در صورت لزوم به سقوط بکشانند!
حاميان دولت که از مخالفت رهبری و حذف خبر استعفای حيدر مصلحی در رسانه های اصولگرا به شدت عصبانی شده است حاميان رهبری را با اين عنوان تهديد کرده است: اگر موج تخريب دولت به همين شکل ادامه يابد و اعتراضات به اصطلاح رسانه ای به اغتشاشات خيابانی تبديل شود و لات ها و شعبان بی مخ ها به سمت پاستور حرکت کنند قطعا گروه های معاند با ظاهر مشابه در آنها رخنه کرده و طولی نخواهد کشيد کشور به عرصه زد و خورد های خونين و بی قاعده تبديل خواهد شد زيرا در آن صورت کسی طرف مقابلش را نخواهد شناخت!
در آخر اين سايت هشداری اخطار گونانه به حاميان رهبری داده است. اين سايت نوشته است : حالا که ما از فتنه سبز خطرناک تر شده ايم، خود را به ورطه نابودی گروه های معاند قبلی نيندازيد. کاری نکنيد دکتر مهر را ازدهان بردارد که اگر چنين شود با مردم خشمگينی طرف خواهيد بود که فتنه شما را در نيمی از روز جمع خواهند کرد. اگر مردم عمق فساد و جنايات برخی ها را بدانند مطمئن باشيد کاخ های شما را يکی بعد از ديگری فرو خواهند
ريخت
http://parsdailynews.com/82149.htm .
ريخت
http://parsdailynews.com/82149.htm .
Subscribe to:
Posts (Atom)







