اسکناسی قدیمی با نقش برجسته آرامگاه کوروش بزرگ
Saturday, 14 May 2011
Wednesday, 11 May 2011
نامه مسعود رجوی به بنیصدر
سند ذیل مربوط به تاریخ 59/1/3 میباشد. هنوز تا خرداد 1360 که ارتباط میان سازمان مجاهدین خلق
و بنیصدر علنی شود ، زمانی زیادی مانده بود. سند حاضر نشان میدهد که این رابطه بسیار ریشهدار بوده است. بعدها این رابطه تا جایی پیش رفت که مجاهدین خلق
در دفاع از بنیصدر اعلام جنگ مسلحانه نمودند و به این بهانه بسیاری از مردم بیگناه را به خاک و خون کشیدند. در ادامهی همین ارتباطات سیاسی، رجوی در پاریس با فیروزه بنیصدر (دختر ابوالحسن بنیصدر) ازدواج نمود و پیوند خود را با او محکمتر نمود. اما پس از مدتی با بنیصدر اختلاف پیدا کرد و دختر اورا نیز طلاق داد!
در این سند مسعود رجوی مصرانه از بنیصدر میخواهد که "در حداکثر سرعت ممکن روز 12 فروردین را به مناسبت سالروز رفراندوم جمهوری اسلامی اعلام راهپیمایی بفرمائید" و همچنین با صدور "پیامی از (طرف) شخص خودتان" موجبات "تقویت رئیس جمهور" فراهم شود
بسم الله ارحمن الرحیم
آقای دکتر بنی صدر رئیس جمهوری، پس از سلام، اولاً چنانچه گرفتاریهایتان اجازه نمی دهد که حضوراً مصدعتان گردم با توجه به ضرورت فوقالعاده ارتباط مستمر با رئیس جمهوری در اوضاع حساس کنونی کشور می خواستم تقاضا کنم یک رابط سیاسی کاملاً مورد اعتماد که ضمنا بتواند نیابتاً افکار و نظریات خود شما را در مراجعات ما منعکس سازد و همچنین قادر باشد که مسائل ما را دقیقاً به استحضارتان برساند برایمان تعیین نمایید تا ان شاء الله قادر باشیم بدون فوت وقت و از دست رفتن فرصت های مربوط مشاورت لازم را به عمل بیاوریم.
نیازی به تذکر نیست که اگر مزاحمتی نباشد و مطبوعات نیز مانع نشوند و تبلیغات نکنند بسیار بسیار مرجح می دانم که مستقیماً با خودتان در ارتباط باشم.
ثانیاً پیشنهاد می کنم شخصا در حداکثر سرعت ممکن چنانچه صلاح بدانید روز 12 فروردین را خودتان به مناسبت سالروز رفراندوم جمهوری اسلامی اعلام راه پیمایی بفرمائید. این امر کمک خواهد نمود تا :
الف. دست سوءاستفادهی چپها از بهره برداری گروهی از این روز قطع شود.
ب. این روز اسباب تفرقه و فتنه مضاعف نشود.
ج. وحدت بیش از پیش همه اقشار و گروههای ملت که به نظام جمهوری رای داده اند تامین شود.
د. وسیلهی تقویت رئیس جمهور که خود از پشتیبانی کل نظام جمهوری اسلامی سرچشمه گرفته فراهم شود.
ه. کسی نتواند از یک مساله عمومی و ملی و سراسری به نفع منافع اخص انتخاباتی خود بهره برداری کند.
و مردم ببینند که پس از امام این رئیس جمهوری است که کل نظام و قانون اساسی در او متبلور می شود. بدیهی است که عنوان کردن شعارهای مناسبی که در خور رئیس جمهوری و شأن قانونی و سیاسی او است می تواند به دنبال نشست تلویزیونی شما با چریکهای فدایی (خلق) فضای مسالمت و نظم و همزیستی دموکراتیک همهی نیروها و اقشار را تداعی کند، به ویژه اگر صلاح بدانید که راه پیمائی سراسری مزبور، وحدت و تفاهم ملی نام گذاری شده و با همین مضمون پیامی از شخص خودتان را نیز همراه داشته باشد.
خواهشمندم اگر پیشنهاد فوق مورد موافقتتان نیست بفرمائید زودتر به ما اطلاع دهند که فکر خودمان را بکنیم چرا که به نظر من بهترین شق برای عموم نیروها شرکت در راهپیمائی به دعوت شما است.
مسعود رجوی
59/1/3
Tuesday, 10 May 2011
ارسال مزدوران تک تیرانداز رژیم جمهوری اسلامی به سوریه +فیلم
| یکی از مخالفان بشار اسد در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط اعلام کرد: نظام سوريه از ایران تک تیرانداز وارد کرده است. محمد مامون الحمصی یکی از مخالفان رژیم سوریه اعلام کرد برخی از مزدوران بشار اسد که به سرکوب معترضان می پردازند از سپاه پاسداران ايران ، نیروهای سپاه المهدی عراق وحزب الله لبنان هستند. الحمصی که زمانی نماینده مجلس در سوریه بوده است روز سه شنبه 10-5-2011 در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط گفت :" نظام سوریه از ایران تک تیرانداز وارد کرده است آنها در شهر درعا مستقر شدند." نماینده سابق پارلمان سوریه افزود :" شواهد حاکی از آن است که این نیروهای مزدور به همراه نظام سوریه اتاق مشترکی را برای سرکوب مردم سوریه تشکیل داده اند. "وی در این باره افزود :" اتوبوس هایی حامل نیروهای حزب الله شبانه وارد سوریه شدند درگيری هایی ميان مردم و نیروهای گمنام در مسجد اموی روی داد و پزشکان سوری تایید کردند هویت اين افراد لبنانی است ."الحمصی سپس افزود : در شهر حمص یک لبنانی 9 شهروند سوری را در 3 دقیقه به قتل رساند." وی با محکوم کردن سکوت اتحادیه عرب در قبال حوادث سوریه گفت:" بسیار شرم آور است که مساله تشکیل کمیته حقیقت یاب در سوریه مطرح شود ولی برخی از کشورهای عربی با آن مخالفت کنند."الحمصی همچنین خواستار اخراج نماینده سوریه از اتحادیه عرب شد و افزود : " کشورهای عربی باید فورا درباره اوضاع سوریه موضع گیری کنند."وی سپس خطاب به عمرو موسی گفت : " تنها چند روز از پايان دبير کلی شما بر اتحادیه عرب مانده است بهتر است درباره سوریه موضع گیری کنید."مامون الحمصی به همراه شماری از شخصیت های سیاسی ضد بشار اسد در قاهره به سر می برد تاحمايت دولت مصر از اعتراضات مردم سوريه را جلب کند و برای تشکیل يک جنبش مردمی برای توقف خونریزی ها در اين کشور فعالیت کند. |
Sunday, 8 May 2011
علی خامنهای دجال در حال گریه کردن فیلم و عکس
همه صدای گریه علی را شنیدند!
فوري :با سلام امروزيکشنبه با برادرم تماس داشتم ساعت 13.35 (بوقت تهران)
ميدان ولي عصر عده اي موتورسوار طرفدار احمدي نژاد با سردادن شعار حيدر آماده ايم سعي داشتن با قمه و زنجير رعب و وحشت ايجاد کنند که با دخالت نيروي انتظامي ساعت10 :14متواري شدند.
فوري :با سلام امروزيکشنبه با برادرم تماس داشتم ساعت 13.35 (بوقت تهران)
ميدان ولي عصر عده اي موتورسوار طرفدار احمدي نژاد با سردادن شعار حيدر آماده ايم سعي داشتن با قمه و زنجير رعب و وحشت ايجاد کنند که با دخالت نيروي انتظامي ساعت10 :14متواري شدند.
Saturday, 30 April 2011
شهبانو فرح پهلوی از انقلاب و تاریخ ایران سخن میگویند
شهبانو فرح پهلوی از انقلاب و تاریخ ایران سخن میگویند
شهبانو فرح پهلوی از انقلاب و تاریخ ایران سخن میگویند from arshan on Vimeo.
هاشمی : نباید می گذاشتیم احمدی نژاد تاریخ انقلاب را حراج کند
- وقتی کسی صراحتا ناتوانی روحانیت را در ۳۰ سال گذشته فریاد می زند چه کسی می تواند مدعی شود این دعوای دو نفر است؟
- وقتی احمدی نژاد برای اصلاح خلاف گویی ها اقدام نکرد واضح بود که برنامه ای بالاتر از تخریب اشخاص در فکر دارد
- انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکسالعمل نشان دهند
- رهبری گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم ولی بعد از انتخابات جواب میدهم
- رهبری حتی گفتند که به آقای احمدینژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را میدهم
- همان جریان تخریب گر تاریخ انقلاب نامه مرا بهانه ای کردند برای تقابل من و رهبری که البته نمی دانستند تخریب این رابطه نه تنها از توان آنها بلکه از توان هر احد و جریان دیگری خارج است
- دیر یا زود همه چیز مشخص میشود
آیت الله هاشمی در خرداد ۸۹ تاکید کرد : در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با من اینگونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی ؛ ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام طی مصاحبه ای با ماهنامه مدیریت ارتباطات در خرداد ماه ۸۹ با اشاره به اینکه تاکنون از نوشتن نامه ای پشیمان نشده است تاکید کرد :متأسفانه در مناظره، آقای احمدینژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرفهای دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار دادند و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده میکردند انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکسالعمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با اشخاص همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت .در سالگرد رحلت امام در مرقد به احمدی نژاد گفتم ترجیح می دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامهای تهیه کردم. به هر حال در همان فرصت باقیمانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله ۲ ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند. چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که میخواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم.
متن کامل این مصاحبه بدین شرح است :
○ آقای هاشمی ، در جایی از این گفتوگو به قدرت خطبههای نماز جمعه اشاره کردید. قدرت نامه به عنوان یک ابزار ارتباطی نیز همینقدر زیاد بوده است. شما در تاریخ انقلاب نامهنگاریهای زیادی انجام دادهاید.
فرض بفرمایید در این یک ساله گذشته، چقدر درباره نامه حضرتعالی به رهبری صحبت شد! چقدر در موردش نقد شد! تحلیل شد! شما به عنوان یک مدیر ارشد، قدرت نامه را چگونه میبینید؟
هر کدام یک خاصیت دارند. آدم گاهی یک مقاله مینویسد که مخاطب مشخص ندارد، اما آن مقاله تأثیرات خاص خودش را دارد. گاهی به یک شخص نامه مینویسد، نامه خصوصی مینویسد، سرگشاده نیست و محدود به خودش است. گاهی نامه سرگشاده مینویسد که در حکم مقاله است ولی چون مخاطب مشخصی دارد، حواشی آن باعث میشود که آثار دیگری نیز داشته باشد؛ گاهی مثبت و گاهی منفی. نمیتوانیم یک حکم کلی صادر کنیم. اطلاعرسانی از این نوع مثل نامه نوشتنها، کنفرانسها، سخنرانیها، پیغامها و... جنبههای مثبت و منفی دارند و آنجا که در جهت اصلاح از این ابزارها استفاده شود، خوب هستند و کم و زیاد تأثیر دارند.
○ تا الان نامهای نوشتهاید که از نوشتن آن پشیمان شده باشید؟
نه.
○ انگیزه شما از نگارش آن نامه سرگشاده به مقام معظم رهبری چه بود؟ چه چیزی شما را مجبور به انتشار آن نامه کرده بود؟
دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. همه میدانستند که نسبت به دیگر نامزدها بیطرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی میدهند. ولی همه میدانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست. متأسفانه در مناظره، آقای احمدینژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرفهای دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار دادند و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده میکردند.
انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکسالعمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با اشخاص همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و اینگونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفتهاند. ترجیح می دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامهای تهیه کردم. چون میبایست جواب آن حرفها داده میشد. میگویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟
نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه شنبه میدادم، روزنامهها چهارشنبه مینوشتند و اگر چهارشنبه میدادم، پنجشنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام میشد. میخواستم جواب آن حرفها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار مؤثق شور و اشتیاق مردم را میدیدم. از برنامههای محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم.
به هر حال در همان فرصت باقیمانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله ۲ ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند. چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که میخواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم.
وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر میخواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند.
پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظهای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدینژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچههای شما گفت. گفتم: فضا بهگونهای بود که اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد.
ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظهای روی نامه ندارم. ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر میکردم. گفتم: خواست خدا بودکه شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر میخواندید و به من میگفتید، منتشر نمیکردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر میکردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدینژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم.
ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم. ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد.
○ ولی به نظر میرسد این نامه روابط شما را با ایشان دچار تغییرات کرده است.
نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظهای درباره محتوای نامه ندارم. حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر میگذارد. ولی بعد از انتخابات جواب میدهم. حتی گفتند که به آقای احمدینژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را میدهم.
واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند. چون روابط ما بهگونهای است که اگر گله هم داشته باشند، میگویند. الحمدلله همکاری ۶۰ ساله ما بهگونهای است که با هم رودربایستی نداریم.
○ ولی هنوز هم شاهدیم که میخواهند به بهانه آن نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند.
اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازیهای سیاسی میشوند، از این حرفها زیاد میزنند، ولی همیشه واقعیتها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل میکند و دیر یا زود همه چیز مشخص میشود.
کدخبر: ۱۲۱۳۰۹۰۰۰۲۰۱۰
شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰
۰۸:۱۷:۰۵
Thursday, 28 April 2011
ای شیخ بد اندیش بکن گور خودت گم از میهن ویران شده و خاک نظیفم
| سیاوش لشگری:ای شیخ خردباخته ی دشمن انسان جوان را روی نیمکتی به پشت و لخت خوابانده اند و دو نره غول بی شاخ و دم شلاقهای سیمی خود را محکم به پشت جوان میکوبند و با هر ضربه تکه پوستی از بدن جوان کنده و خون سرازیر میشود جوان در زیر لب مینالد و میگوید ای شیخ خردباخته ی دشمن انسان شلاق نزن برتن بیمار و نحیفم شلاق نزن برتن همدین خود ای مرد من هم چو تو بیچاره این دین حنیفم از چیست گناهم که مسلمان شده ام من از دست تو و دین تو من خوار و خفیفم امروز اگر خم شده ی دست تو هستم درمعرفت و علم و ادب بر تو حریفم پیش از تو که غارت بکنی کشور من را دانی که من از پشته زرتشت شریفم از زشتی کار تو جهان حیرت محض است اسلام چه میخواهد از این جان ضعیفم ای شیخ بد اندیش بکن گور خودت گم از میهن ویران شده و خاک نظیفم ای غول بیابانی بیرحم و مروت شلاق نزن بر بدن زار و ظریفم نجوای جوان به گوش شیخ شرور میرسد و شیخ پاسخ میدهد ما با کسی شوخی نداریم ما با زبان عشق تکلم نمی کنیم بر زندگان و مرده ترحم نمی کنیم اینجا نوای دلکش تار و چغانه مرد جز ضرب تازیانه ترنم نمی کنیم بی حد به مردم ایران ستم کنیم از ما کرم مخواه تکرم نمی کنیم هر آنچه را که شود خورده می خوریم قدر خسی زمانده تقسم نمی کنیم سد پل زدیم از کلک و فتنه و دروغ یک دل برون زرسم تالم نمی کنیم این برج های سر به فلک پا کشیده را جز فرش پای اهل تعمم نمی کنیم بر بنده ی خدا نبود هیچ حرمتی مابر خدای هم تحرم نمی کنیم دوزخ برای اشکم ما گشته آب و نان جنت کجاست؟ما که توهم نمی کنیم با هیچ آب پاکی و با هیچ خاکه ای جز خون وضو و تیمم نمی کنیم ما وارثان حضرت مولای ظالمیم خارج ز درس ظلم تعلم نمی کنیم ما تا به روز مرگ همین است کارمان شوخی نکرده تبسم نمی کنیم ما تا به روز مرگ همین است کارمان شوخی نکرده تبسم نمی کنیم با پوزش از واژه های نچسب و نکره عربی که از زبان شیخ گفته شد.سیاوش لشگری میتوانید همهی دیدگاههای این نوشته را اینجا ببینید: http://antieslam.net/fa/?p=143#comments |
Subscribe to:
Posts (Atom)





